اشتراک گذاری در فیس بوک *(.زيبا تر.)*
<
 

*(.زيبا تر.)*
 

من که از باز ترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت کردم..... حرفی از جنس زمان نشنيدم...

»
» (3) موسيقی
(1) سينما
(5) تئاتر
(11) پيراشکی
(3) شعر


انجمن نمايش مشهد
خانه تئاتر
مرکز عکس تئاتر
ماهنامه صحنه
هنر و موسيقی
گروه فرهنگی هنری بی تا
تئاتر در مسير زندگی
گروه تئاتر پل
تئاتر،نهايت کمال طلبی
صوفی

.::قالب ساز::.
قالب های ایران بلاگ
شهر قالب وبلاگ
بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي اين ماه : 28
كل مطالب : 24
كل بازديد ها : 4750
ايجاد صفحه : 0.125004
ثانيه
 

گيرم كه... 7:33 PM یکشنبه، 7 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است

                                  با ریشه چه میکنید؟!؟

 

گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع میزنید

    با جوجه های نشسته در آشیانه چه میکنید؟!؟

 

گیرم که میزنید....

 

گیرم که میبرید.....

 

گیرم که میکشید.....

 

     با رویش نا گزیر جوانه چه میکنید؟!؟

چه میکنید؟؟!

 چه می توانید بکنید؟؟!


 

موضوع: شعر |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 8}  

 
 
 

راي من... 6:35 AM سه شنبه، 19 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 


 

موضوع: پيراشکی |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 1}  

 
 
 

موسيقي تئاتر را نمي شناسيم 3:06 PM سه شنبه، 5 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 

موسيقي غايب زندگي ماست، خواه در زندگي روزمره مان باشد و خواه در هنري كه روز و شب در سالن‌هاي سينما و صحنه‌هاي تئاتر و نمايش به‌دنبال آن مي‌گرديم

اگر بخواهيم خيلي هم بي‌انصاف نباشيم، بايد بگوييم كه موسيقي در سينماي ما تا حدودي جدي گرفته شد و در اين فضا آثاري به توليد رسيد كه اگر نه از خود فيلم ماندگارتر، كه هم پاي آن در ذهن‌ها خاطره شد، اما موسيقي در دنياي نمايش، حكايت ديگري دارد. روي صحنه تاريك نمايش، موسيقي غريبه‌تر از سالن‌هاي سينماست، آن هم درست در جايي كه مي‌تواند بيشترين تاثير را بر بيننده بگذارد.

موسيقي نمايش تنها زماني به خدمت گرفته مي‌شود كه يا بايد صحنه‌ها به شكلي به يكديگر چسبانده شوند يا بازيگر حرفي براي گفتن ندارد و سكوت بازيگر بايد به شكلي پر شود و اينجاست كه موسيقي بهترين وسيله مي‌شود. اما آيا كاركرد موسيقي در تئاتر فقط به زمينه بودن براي ديالوگ‌هاي بازيگران يا ايجاد فضاي عاطفي براي نمايش خلاصه مي‌شود؟


حسين مسافر آستانه كارگردان تئاتر معتقد است كه موسيقي كاركردي بسيار دراماتيك در تئاتر دارد، به‌صورتي كه بخش مهمي از وظايف تئاتر را موسيقي ايفا مي‌كند: «به همان اندازه كه  بازيگر ، متن، كارگرداني و طراحي صحنه در انتقال پيام به بيننده نقش ايفا مي‌كنند، به همان اندازه هم موسيقي در درام كار براي انجام دادن دارد، يعني در اينجا موسيقي خود بخشي از نمايش است، نه چيزي كه قرار است مثل چاشني براي خوش طعم‌تر شدن به آن اضافه كرد. موسيقي در اختيار لحظه‌هاي درام است و كاري را انجام مي‌دهد كه هيچ‌يك از ديگر عناصر قادر به انجام آن نيستند.»


مسافر آستانه ادامه مي‌دهد: «در اختيار درام بودن، كار را براي آهنگساز سخت مي‌كند، به همين دليل است كه مي‌گويند، ساختن موسيقي براي نمايش از كار آهنگسازي صرف بسيار مشكل‌تر است.


در اينجا موسيقي ديگر به‌عنوان يك اثر شنيداري تنها، مثل يك قطعه كلاسيك يا تكنوازي چندان كاربرد ندارد كه بتوان از آن لذت برد.»  اما چرا اين نوع موسيقي در نمايش‌هاي ما اتفاق نمي‌افتد. موسيقي نمايش ما يا تكرار كامل موسيقي‌هاي معروف و خاطره انگيز است و يا كپي ملودي‌هايي كه در جاي ديگري ساخته شده‌اند و روي صحنه با تنظيمي متفاوت شنيده مي‌شوند.


در بسياري از موارد نمايش‌هايي هم كه موسيقي آنها براي خود اين اثر نوشته شده، بدون اينكه در اجراي آن از ساز استفاده شده باشد، توسط كامپيوتر اجرا و ضبط مي‌شود. استفاده از موسيقي الكترونيك يا مجازي براي نمايش‌ها در حالي است كه بسياري اجراي زنده موسيقي در هنگام نمايش و حضور سازها را در كنار يا روي صحنه براي تاثيرگذاري بيشتر نمايش توصيه مي‌كنند.


مسافر آستانه با مشكل مالي گروه‌هاي نمايش موافق است، اما دليل اصلي ضعف موسيقي تئاتر را نه در مشكلات مالي كه در عدم‌شناخت كافي نسبت به موسيقي تئاتر عنوان مي‌كند:«متأسفانه نسبت به نقش موسيقي در نمايش شناخت كافي وجود ندارد. شما بسياري از نمايش‌ها را مي‌بينيد كه كارگردان كار خود را مي‌كند و آهنگساز هم كار خودش را. يعني بدون اينكه موسيقي در اختيار نمايش باشد، صرفا يك فضا‌سازي‌ مي‌كند.


آهنگسازان بسيار خوبي وجود دارند كه زماني كه موسيقي نمايش را بر عهده مي‌گيرند، كار خوبي انجام نمي‌دهند، چرا كه نه آنها شناخت كافي از نمايش دارند و نه كارگردان چندان به قدرت موسيقي براي پربار شدن كارش آگاه است.»  او با بيان اينكه موسيقي نمايش هم با ممارست و تمرين به دست مي‌آيد، مي‌گويد:«تمام عناصر نمايش در لحظه شكل مي‌گيرند، يعني با تمريني كه از قبل وجود داشته، نتيجه كار تمام اجزا به روي صحنه ديده مي‌شود.


موسيقي هم  بايد همپاي اين عناصر ممارست كند تا نقش واقعي خود را پيدا كند و در لحظه نمايش در كنار ديگر عناصر ظهور پيدا كند. شايد هم به اين دليل است كه به‌نظر مي‌رسد، موسيقي زنده چفت و بست بيشتري با نمايش دارد.»

منبع : همشهري 


 

موضوع: موسيقی |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 1}  

 
 
 

فال حافظ 2:24 PM شنبه، 2 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 امروز که به سراغ حافظ رفتم شعری امد که گفتم شاید بد نباشد شما هم باز ان را بخوانید.

یوسف گم گشته باز آید بکنعان غم مخور

                         کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن

                         وین سر شوریده باز آید بسامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

            چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

                         دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نئی از سر غیب

                           باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

               چون ترا نوحست کشتی بان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم

                         سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطر ناکست و مقصد بس بعید

                هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

                       جمله میداند خدای حال گردان غم مخور

                  حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

                 تا بود دردت دعا و درس قرآن غم مخور


 

موضوع: شعر |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 1}  

 
 
 

اين روز و شبها 3:01 PM جمعه، 1 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 

این روزها سخت می گذرد و کمی تنهایم .

گاه این تنهائیهای سختی بهار هم از رنگ و بو می افتد.

این شبها که در مانده ام مرتب لای اشعار حافظ در جستوجوی اینم که کجا مانده ام که چرا مانده ام و زود می خوابم که با سکوت سابقا زیبای شب تنها نمانم.

سه هفته ای هست که همدم در و دیوار خانه ام و به جز چند یار قدیمی خبری نیست از دوستان مگر چند تماسی که آن هم در خواستی بود و من ناتوان از انجام ان .

گله ای هم نیست ،نه از دوستان نه از روزگار ،خوب می دانم که زندگی را در هم می دهند و گاه روز و هفته های گندیده هم هست در این سبد.

دل برای دوستان تئاتری تنگ است و خدا می داند که چقدر مشتاق پاتوق های حوزه هنری بودم و افسوس که در این چند هفته تراژدی وار از کف رفت.

با آنکه رو به بهبود می روم و میرود روزگار اما هنوز هم افکارم مغشوش است و نمی توانم به درستی کلمات را صید کنم و بچینم در دیس صفحه.

و اما در این روز و شبها که گذشت به درد، در اوقات بیکاری گذشته را در ذهن به نمایش گذاشتم و باز بینی کردم خود را و بود مواردی که چنگی به دل نمی زد ،روزهایی که از ریتم افتاده بودند ، میزانسن هایی که اشتباه بود و دیالوگ هایی که نباید می آمدند به زبان، فکوس هایی بی جا حاصل خود خواهی هایم ،لحظاتی که در گودال تماشاچی فرو رفته بودم ، همه را دیدم و سنجیدم ، نمایش رد نبود اما کاملا هنر مندانه هم نبود .

باشد که به یاریش زین پس هنرمندانه تر ...


 

موضوع: پيراشکی |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران:(نظر بدهید.)}  

 
 
 

ايا موسيقي تئاتر بايد شنيده شود؟ 8:04 PM جمعه، 4 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 در موسیقی کنسرت بار تجربه تنها بر دوش موسیقی است.ولی موسیقی تئاتر همیشه در یک پس زمینه دراماتیک قرار دارد و از کار کرد بسیار ویژه تری برخوردار است . ار آنجایی که موسیقی در بخش های جداگانه ای ازنمایش حضور دارد و مسلما در همه جای آن نیست (البته به غیر از تئاتر های موزیکال)،در نتیجه شکل یا فرم موسیقی تئاتر یکی از وجوه تشکیل دهنده نمایش می شود . مسلما وقتی قطعه هایی که نواخته می شوند ، چندین دقیقه با یکدیگر فاصله دارند .نمی توان ساختار موسیقیایی در اندازه بزرگ تصویر کرد ،یعنی مانند تصویری که از کنسرت موسیقی و اپرایی از موتسارت داریم.لنرد رزنمن این نکته را یاد آور می شود که (( فرم متعلق به تئاتر است . پس انچه به ان می پردازیم اساسا یک فرم ادبی است ، و نه موسیقیایی. مسلما موسیقی می تواند تا حد زیادی در دستیابی به یک فرم کلی کمک کند ، ولی این فرم با خود نمایش بوجود می اید ،و نه موسیقی))رزنمن می افزاید ((به این تعبیر بسیار مهم است که یک کارگردان تئاتر درکی از فرم کلی داشته باشد و نه صرفا جزئیات)).

اگر موسیقی از شکل ،خط یا انگیزش دراماتیک دور یا جدا شود .برای نمایش مناسب نیست .اگر موردی را کوچک شمرد ،سوء تفاهم به وجود می اید و اگر موقعیت خاصی را در طول نمایش بزرگ جلوه دهد موجب مشکلی در تعادل یا تحریفی در خط دراماتیک می شود .از سوی دیگر اگر موسیقی از نظر شکل و مفهوم دراماتیک با نمایش ارتباط داشته باشد و بدون اینکه مبالغه کند از طریق تایید وجوه مختلف نمایش ، ان را تقویت کند ،در این صورت برای نمایش مناسب است .مسئله اصلی ـکه مهمترین مسئله اهنگساز تئاتر محسوب می شود ـاین است که در هر موقعیتی چگونه باید این کار را انجام داد.

با توجه به اهمیت نقس و کار کرد موسیقی در تئاتر،باید پرسید که موسیقی تئاتر کلا تا چه حد آگاهانه شنیده می شود ،یا به بیان دیگر،تا چه حد باید شنیده شود .قصذ موسیقی تئاتر این نیست که به خاطر خودش مورد توجه قرار بگیرد.سودمندی مهم موسیقی تئاتر این است که نقش خود را به گونه ای ایفا کند که اگاهانه دریافت نشود .بیش ترین تاثیر گذاری موسیقی هنگامی است که به طور نهانی در خاطر ما ثبت شود، به گونه ای که در واقع متوجه این اتفاق نشویم .اگر چه موسیقی به عبارتی وارد پیرنگ می شود و بعضی ارزش های فنی زیبا شناختی و دراماتیک منحصر به فرد را مورد توجه قرار می دهد،ولی به ندرت جایگاهی حاکم اتخاذ میکند که برای مدت زمانی ولو اندک از آن اگاه باشم.به هر حال نباید گفت که موسیقی شنیده نمی شود یا اینکه قرار نیست شنیده شود ،کافی است موسیقی را برداریم تا بلا فاصله غیبت آن را احساس کنیم،به خصوص اگر موسیقی چیزی را می گوید که باید گفته شود .همانطور که خواهیم دید ،موقعیت های مختلفی وجود دارند که موسیقی تئاتر بیش از مواقع دیگر قابل توجه است و گاهی بار بست دراماتیک بر دوش آن است.

برداشتی از کتاب هنر موسیقی فیلم

 

 


 

موضوع: موسيقی |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 8}  

 
 
 

از خدا نمي ترسم! 7:37 AM دوشنبه، 24 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

 

از خدا نمی ترسم

می ترسم از خودم

ترس من همه از لحظه ایست

                              که دستم به افسارم نمی رسد

و هجوم می برم

                     بی امان

                               بی مجال اندیشه

                                            بر کاه و ینجه و علف

و گوش خلق را کر می کنم

                      که هاااااااااااااااای

                                       من چنین و چنانم

                                                               این منم!

غافل از اینکه مشغول عر عرم

پناه بر خدا

             سبب همیشه منم

ترس من از لحظه ایست

که نمی شنوم صدای اشک

                                   فریاد سنگ را

و نمی بینم که روی خاک تاریک شب

                                                ستاره می روید

می ترسم از خودی

                          که به خود هم گلی نمی دهد

در به روی خود می بندد و

                                 کلید را بیچاره از بیگانه می جوید

بی خدا

          خود را گم می کنم

                                  چون زمینی که خورشیدش را

می گندم

              چون ابی که راهش را

می میرم

            چون ماهی که دریایش را

می ترسم از خودم

نکند فراموشت کنم!

آراز ۲۳/۱/۸۸

 


 

موضوع: شعر |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 5}  

 
 
 

همين طوري 5:00 AM سه شنبه، 18 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هشت
 

همین طوری الکی سلام.چند وقتی هست که به روز نشدم دلیلش هم اینه که خودم دیروز بودم .یعنی یه روزی میشه مام فردا بشیم ؟

حقیقتش این چند وقت حرف و حدیث خاصی ام پیش نیومده که بنویسم فقط یه کوچولو از دست خودم دلگیر بودم که اونم گفتن نداشت یعنی اصلا واسه کسی ام مهم نبود که بخوام اینجا بنویسم . مگر این احساس رو شاعرانه بیان می کردم که اونم به دلیل دیروز بودن مقدور نبود اصلا چشمه شعر ما چند وقتی هست که نمی جوشه . اصلا بجوشه که چی بشه ؟

سال اصلاح الگوی مصرفه دیگه چرا بیخود از احساساتم بهره برداری کنم (مسخره)

خب دیگه چشا تون درد میگیری نمی خام از بینائی تون زیاد مصرف کنین اونم برای اراجیف من .

خبر تازه اینکه ۲ تا کاره تازه در دست دارم که تا صد در صد نشده دقیقا نمیگم که بعدا بفهمین از کار انداختنم بیرون ابروم بره .

چند عکس هم از سفره ایران گردیم گذاشتم همین طوری .... 


 

موضوع: پيراشکی |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 4}  

 
 
 

بهار... 11:05 PM چهارشنبه، 28 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

   

    

کارگرداني است نوروز که مي گويد نور ..صدا...حرکت و من براي به دست اوردنت همه نقشهاي عالم را بازي مي کنم

****

 يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد

****

 

بوي باران ; بوي سبزه ; بوي خاک
شاخه هاي شسته ; باران خورده ; پاک
آسمان آبي و ابر سفيد , برگهاي سبز بيد
عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهاي شاد


خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک مي رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار


 

موضوع: موسيقی |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 7}  

 
 
 

چرمشير 5:02 AM پنجشنبه، 22 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

هفته پیش را به لطف بچه های حوزه هنری خوب زندگی کردیم و یاد گرفتیم

این هفته محمد چرمشیر نمایشنامه نویس شهیر به دعوت حوزه هنری به مشهد آمد و ما هم در کلاسهایش شرکت کردیم و چه افسوس فرصتمان برای برداشت از دریای معلوماتش کم بود و همچنین این افتخار را داشتم که در آخرین پاتوق سال در حضور استاد چرمشیر اهنگسازی یا در واقع اجرای موسیقی برای خوانش یکی از متن های ایشان را به کارگردانی امیر بشیری و بازی سروش طاهری ،محمد جهانپا و سعید توکلی داشته باشم 

اجرا نسبت به ۳ روز تمرینمان و ۲ بار حذف و تغییر در متن خوب بود من هم موسیقی را در واقع بداهه اجرا کردم که از قضا بهتر شد شاید چون نسبت به احساس همان لحظه ام به کار اجرا کردم یا شاید چون فرصتی برای خود نمایی نداشتم و از ویژگی های موسیقی برای تئاتر و سینما محو و در خدمت کار بودن آن است

در حال حاضر عکسی از این اتفاقات در دست ندارم اما به محض اینکه عکس ها یه دستم رسید برایتان روی وبلاگ خواهم گذاشت. همین....و

 


 

موضوع: تئاتر |  نویسنده: آراز برزگر | پيام هاي ديگران: نظرات 6}  

 
 
» (23) آراز برزگر

» گروه فرهنگی هنری بی تا
تئاتر در مسير زندگی
گروه تئاتر پل
تئاتر ، نهايت کمال طلبی
صوفی
سينما - تئاتر
ايران آکتور
سينما
ايران تئاتر
تئاتر حرفه ای
تئاتر مشدی
مرکز اطلاع رسانی همايش های کشور
بوتيمار
هنر و موسيقی
ماهنامه صحنه
عکس تئاتر
خانه تئاتر
انجمن نمايش مشهد
اداره فرهنگ وارشاد خراسان رضوی
لوح(پايگاه فرهنگ و ادب پارسی)
گروه تئاتر نيمکت
روزنامه خراسان
کانون هنرمندان خراسان
خبر گزاری مهر
mindmotor <<آخرشه
پرواز در آسمان هنر>>حامد سنتور
امير بشيري
گروه تئاتر كتل >>تبريز
گروه تئاتر قطره>>تبريز
به يك بار سر زدن مي ارزه
هويت

قالب وبلاگ

»
:نام
:ايميل

اضافه حذف


طراحی و ترجمه توسط:
گردآوری شده توسط:
گروه طراحان حرفه ای تم سی تی

WWW.THEME30T.COM

Weblog Theme By BlogSkin

<